جشن تولد من

تولدم مبارک

 

تولد تولد تولدت مبارک

باز هم چهارم شهريور ماه اومد

همه تبريک ميگن و من رو ميبوسنعجب حالی داره بروبچ سرخوش از مستی در

باغ شادی جای همتون خالی......

خيلی صفا بود کاخ وفا بود يار دلها بود جلای روح ها بود

هرکی يک طرف و عده ای هم در وسط مشغول بودن.....اکثرا با همراه اومده بودن

ماشااله همه هم با ظرفيت در حد نفت کش بودن

قرار بود فقط ميزبانی کنم و رو بوسی و هديه ها رو باز کنم ولی کم کم به ساقی هم

تبديل شدم.....زهرماری معلوم نبود چند ساله بود ولی ميگفتن بالای ۳ سال تو کوزه

خوابيده.....خلاصه هم ميخوردی ميرفتی به عرش کبری که برگشتنت ساعتها به طول

می انجاميد....ما هم با ظرفيت فقط پک بچه ها رو پر ميکرديم و لذت ميبرديم.....

اونهايی که جفت بودن اين طرف اون طرف باغ پرواز ميکردن و تک ها هم يا به دنبال

جفتی برای پرواز  يا چت بودن و بی خيال دنيا

من هم شنگول مثل حبه انگور شلوغی ميکردم......خلاصه حالی برديم به هولی

جا داره از همه عزيزان ودوستانی که با حضور پر شکوهشون محفل تولد من رو پر نور

کردن و نيز دوستان عزيز تر از جانی که با پيغامهای sms وتلفن و ميل و مسنجر و

بسته های پستی من رو شرمنده خودشون كردن كمال تشكر و قدردانی رو داشته

باشم.

راستی به قول بلبلكم :عزيزانی كه حالا به هر نحو نتونستند تبريك بگن يک وقت فکر

نکن من از دستشون ناراحتم هرگز اينطور نيست راست ميگم

 

هر جا هستين در پناه حضرت حق شاد باشين

ياشاسين                   

 

 

  
نویسنده : ساقی ميخانه عشاق ; ساعت ٤:٤۸ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۸ شهریور ،۱۳۸۳