بهار زندگی

بهار با يک روح تازه برای زندگی اومد.

ياد دوستانی که سال قبل در کنارمون بودند و امسال ما رو تنها گذاشتند گرامی بداريم و از خداوتد منان براشون کاميابی و سلامت و سعادت آرزو کنيم و اگر  به رحمت ايزدی پيو سته اند

  براشون از درگاه خداوند غفار طلب مغفرت و آمرزش خواستارِم.

بار الها!

    رسم زندگی کردن را به ما بياموز ،صبر کردن در برابر نا ملا يمات زندگی را به ما بچشان ،والدين و خانواده و دوستانمان را در صحت و سلامت حفظ فرما .

خدايا ! 

آنچنان کمکم کن تا چنان تلاش کنم که هيچ وقت حسرت روزهای از دست رفته ام را نخورم .

نوروزتان پيروز،بهارتون سرسبز، ايام به کامتان شاد.

 

ماه در مياد که چی بشه

میخواد عزيز کی بشه

ماه در مياد چی کار کنه

باز آسمون رو تار کنه

نميدونه تو هستی        

به جای اون نشستی

نميدونه تو ماهی

تو که رفيق راهی

عجب حکايتی شده

فکر تو عادتی شده

که از سرم نميره

که از سرم نميره

عجب روايتی شده

عشقت عبادتی شده

خدا ازم نگيره

خدا ازم نگيره

يک ماه ميخواستم که دارم

ای ماه شام تارم

تويی رفيق راه من

ای غنچه بهار من.

يادشان شاد

عمه جونم ،مهدی لطفی رفيق عزيزم ،رعنا که عزيزم خيلی دوستش داشت.....

و تويی که رفتی و از رفتنت ماهها مي گزرد......

 

  
نویسنده : ساقی ميخانه عشاق ; ساعت ۱:۱۸ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٤ فروردین ،۱۳۸۳