هميشه در قلب منی

 

تو مکه عشقی و من عاشق رو به قبلتم

من اولين قربونی عيدای فطر کعبتم

ميميرم از عشق چشهات اگه ندی تو حاجتم

هر چی بت به خاطرت کوبوندم و شکونده ام

خودم رو تو چشم مست تو

آتش زدم سوزونده ام

به عشق ديدن گل روی تو اينجا موندم

بين نماز ظهرو عصرم استخاره کردم

خوب اومده مبارکه دور سرت بگردم

اگه به من وفا کنی حاجتم روا کنی

بين تمام عاشقات نظر من ادا کنی

يه کاسه گندم ميريزم تا کفتر ها رو سير کنم

واست ميميرم اين قدر تا دلت اسير کنم

 به پات ميشينم  شب و روز تا با تو عمر پير کنم

به مژگان سيه کردی هزارن رخنه در دينم

آخ بيا که از چشم بيمارت هزاران درد بر چينم

 

  
نویسنده : ساقی ميخانه عشاق ; ساعت ۱:۱۳ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱۱ دی ،۱۳۸٢