فاصله

تقديم به تو

فاصله يه حرف ساده است بين ديدن و نديدن

بگو صرفه با کدومه شنيدن يا نشنيدن

ما مي خواستيم از درختها کاغذ و قلم بسازيم

بنويسيم تا بمونيم پشت سايه جون نبازيم

آينه ها اونجا نبودن تا ببينيم که چه زشتيم

رو درخت با نوک خنجر زده باد درخت نوشتيم

زنگ خوش صداي تفريح واسمون زنگ خطر شد

همه چوباي جنگل دسته تيغ تبر شد

فاصله يه حرف ساده است بين ديدن و نديدن

بگو صرفه با کدومه شنيدن يا نشنيدن

اگه حرفهام رو شنيدي جنگل رو نده به پاييز

کاري کن درخت باغچه تن نده به خنجر تيز

با جونها يکي شو قد بکش نگو که سخته

جنگل تازه به پا کن هر يه آدم يه درخته

فاصله يه حرف ساده است بين ديدن و نديدن

بگو صرفه با کدومه شنيدن يا نشنيدن

ما مي خواستيم از درختها کاغذ و قلم بسازيم

بنويسيم تا بمونيم پشت سايه جون نبازيم

آينه ها اونجا نبودن تا ببينيم که چه زشتيم

رو درخت با نوک خنجر زده باد درخت نوشتيم

زنگ خوش صداي تفريح واسمون زنگ خطر شد

همه چوباي جنگل دسته تيغ تبر شد

فاصله يه حرف ساده است بين ديدن و نديدن

بگو صرفه با کدومه شنيدن يا نشنيدن

باز ميون ما صد هزار تا کوه فاصله است    فاصله رو بردار عزيز

  
نویسنده : ساقی ميخانه عشاق ; ساعت ٥:۳٥ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٦ آبان ،۱۳۸٢