تو را من چشم در راهم

 

يکی را دوست ميدارم                      بهتر بگم:  عاشقش هستم

سفر

عجب رويايی داشتم از سفر

کاش توانسته بودم باور کنم سفر را 

 راستش گويم:

پايان سفر را

نميخواستم ببينم  که شايد غم دوری  را در چشمانش نبينم

که ديدم

سفر استاد تجربه است.

ای کاش هميشه همنشين اين استاد بودم.

ای کاش همسفرم تو بودی تا بار سنگين سفر را بر دوش جفتمان ميديدم.

سفر همسفر زندگی من را مراقب باش

که زندگی بی عشق او بی معنی است.

سفر همسفر مرا دوست بدار

که تو بی او شادی نداری

مرا به خاطر بسپار

دوستت می دارم تا ابد

  
نویسنده : ساقی ميخانه عشاق ; ساعت ۱:۱۳ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٢ امرداد ،۱۳۸٢