سلام...

سلام...

در نزديک ترين نقطه پرگار
و در دايرهای از نگاهها
می نويسم


ابر سازها را
در رودی از واژه ها
و سعتی از مهر
می نويسم


موجهای پرشور
طغيان کردندتا بشکنند
سد آبی....
می نويسم
*سلام زندگی را*
با گلواژه لبخند


امّا
سنگواره ها نا جوانمردانه
سلام مرا خفه می کنند

می نويسم برايت
تا رها شوم از...


قسم به هر چی عشقه دوستت دارم
  
نویسنده : ساقی ميخانه عشاق ; ساعت ۳:٤٠ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۸ اردیبهشت ،۱۳۸٢