غصه نخور مسافر

غصه نخور مسافر اينجا ما هم غريبيم
از ديدن نور ماه يه عمره بی نصيبيم

******
فرقی نداره بی تو بهرمون با پاییز
نمیبینی که شعرام همه شدن غم انگیز!

******
غصه نخور مسافر اونجا هوا که بد نیست
اينجا ولی آسمون باريدنم بلد نيست

******
غصه نخور مسافر فدای قلب تنگت
فدای برق ناز اون چشمهای قشنگت

******
غصه نخور مسافرتلخه هوای دوري
من که خودم ميدونم که تو چقدر صبوری

******
غصه نخور مسافر بازم می آی به زودی
ما رو بگو چه کرديم از وقتی تو بودی

******
غصه نخور مسافر غصه اثر نداره
از دل تو ميدونم هيچکس خبر نداره

******
غصه نخور مسافر هميشه اینجوری نيست
همیشه که عزیزم ‌ راهت به اين دوری نيست

******
غصه نخور مسافر تولد دوباره
غصه نخور مسافر غصه نخور ستاره

******
غصه نخور مسافر غصه کار گلها نيست
سفر يه امتحانه به جون تو بلا نيست

******
غصه نخور مسافر تو خود آسمونی

در آرزوی روزی که بيايی و بمونی.   
نویسنده : ساقی ميخانه عشاق ; ساعت ۸:٠٩ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٤ فروردین ،۱۳۸٢

 

پرنده بود و
از رواق سرخِ گل پريد
از آسمانه‏ى خزان و خستگى گذشت‏
در آسمان آرزوى من‏
نوازش نگاه يك ستاره شد.
برآمد از زلال اشكها و آب‏ها
نشست روبروى من‏
كنار زد تمام پرده‏هاى خواب را
چو بغض گريه در گلوى من‏
شكست و پاره پاره شد   
نویسنده : ساقی ميخانه عشاق ; ساعت ۸:٥٢ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳ فروردین ،۱۳۸٢

بهترين

سلام
به خاك مى‏نگرم‏
به خاك مى‏نگرم‏
به عمق آينه پاك خاك مى‏بينم‏
تمام حسرت خاموش صخره‏هاى خِرَد
در التزام تفاهم!
به خاك مى‏نگرم‏
كه رنگ عشق، محبّت‏
و نيز وحشت و ظلم،
به خويشتن دارد
و باز سفره رنگين
به انتظار هوسهاى تازه بگشوده‏ست!
به خاك مى‏نگرم‏
و از درون سينه ذرّات خاك مى‏شنوم‏
جواب و معنى يكرنگى پذيرايى‏
و انتهاى تقلاّ...



  
نویسنده : ساقی ميخانه عشاق ; ساعت ٤:٠٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٥ فروردین ،۱۳۸٢