coming soon...

hajmeniloofary@yahoo.com

have good time.

  
نویسنده : ساقی ميخانه عشاق ; ساعت ٤:۱۸ ‎ق.ظ روز شنبه ۱۳ فروردین ،۱۳۸٤

تولدت مبارک عزيزم

LOVE CAN MOVE MOUNTAINS (Celine Dion) 

 

There ain't a dream that don't
Have a chance
To come true now
It just takes a little faith baby
Anything that we want to do
We can do now
There ain't nothing in our way baby
Nothing our love couldn't raise above
We can get through the night
We can get to the light
Long as we got our love to
Light the way
With a little faith
Just a little trust
If you believe in love
Love can move mountains
Believe in your heart
And feel, feel it in your soul
And love baby love can
Move mountains

Ocean deep and mountains high
They can't stop us
Because love is on our side baby
We can reach the heavens and
Touch the sky
Just believe it, believe in you and I baby
If we got love that is strong enough
We can do anything, make it
through anything
'Coz through it all love will always
Find a way

With a little faith...

You believe in me
I'll believe in you
If we believe in each other
Nothing we can't do
If we got love that's strong enough
Love will find a way

With a little faith

Ebrahim                    

  
نویسنده : ساقی ميخانه عشاق ; ساعت ٢:۱٢ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۱ آبان ،۱۳۸۳

عزيز عمو

 دوستت دارم

بالاخره اومدی و با حضورت جلايی به روح زنگ زده ما زدی

وای وای عزيزم هيچ وقت لحظه های ديدنت رو برای اولين بار فراموش نميکنم

دوست دارم هميشه پيشت باشم ولی افسوس...

اميدوارم زندگی خوبی رو شروع کنی   و هميشه در پناه حضرت حق شاد و پيروز باشی

جمعه ۳ مهر ماه سال ۱۳۸۳ يکی از قشنگترين روزهای زندگی من بود و ساعت ۹

شب يکی از شيرينترين لحظاتش...

خدايا مرسی

 

ساناز جان اولين روزهای زندگيت رو بهت تبريک ميگم

کسيکه هميشه تو قلبشی عمو ابراهيم

  
نویسنده : ساقی ميخانه عشاق ; ساعت ٥:٤٠ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٧ مهر ،۱۳۸۳

جشن تولد من

تولدم مبارک

 

تولد تولد تولدت مبارک

باز هم چهارم شهريور ماه اومد

همه تبريک ميگن و من رو ميبوسنعجب حالی داره بروبچ سرخوش از مستی در

باغ شادی جای همتون خالی......

خيلی صفا بود کاخ وفا بود يار دلها بود جلای روح ها بود

هرکی يک طرف و عده ای هم در وسط مشغول بودن.....اکثرا با همراه اومده بودن

ماشااله همه هم با ظرفيت در حد نفت کش بودن

قرار بود فقط ميزبانی کنم و رو بوسی و هديه ها رو باز کنم ولی کم کم به ساقی هم

تبديل شدم.....زهرماری معلوم نبود چند ساله بود ولی ميگفتن بالای ۳ سال تو کوزه

خوابيده.....خلاصه هم ميخوردی ميرفتی به عرش کبری که برگشتنت ساعتها به طول

می انجاميد....ما هم با ظرفيت فقط پک بچه ها رو پر ميکرديم و لذت ميبرديم.....

اونهايی که جفت بودن اين طرف اون طرف باغ پرواز ميکردن و تک ها هم يا به دنبال

جفتی برای پرواز  يا چت بودن و بی خيال دنيا

من هم شنگول مثل حبه انگور شلوغی ميکردم......خلاصه حالی برديم به هولی

جا داره از همه عزيزان ودوستانی که با حضور پر شکوهشون محفل تولد من رو پر نور

کردن و نيز دوستان عزيز تر از جانی که با پيغامهای sms وتلفن و ميل و مسنجر و

بسته های پستی من رو شرمنده خودشون كردن كمال تشكر و قدردانی رو داشته

باشم.

راستی به قول بلبلكم :عزيزانی كه حالا به هر نحو نتونستند تبريك بگن يک وقت فکر

نکن من از دستشون ناراحتم هرگز اينطور نيست راست ميگم

 

هر جا هستين در پناه حضرت حق شاد باشين

ياشاسين                   

 

 

  
نویسنده : ساقی ميخانه عشاق ; ساعت ٤:٤۸ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۸ شهریور ،۱۳۸۳

← صفحه بعد